هفته ملی کودک مبارک
نهاد کتابخانههای عمومی کشور همزمان با گرامیداشت هفته ملی کودک با انتشار پوستر و کارت تبریک ویژه کودکان، تبریک روزهای شاد کودکی را به کودکان این سرزمین اعلام کرد.
موضوعات مرتبط: مناسبت های سال
برچسبها: هفته ملی , کودک , مبارک
تاريخ : یکشنبه هجدهم مهر ۱۴۰۰ | 18:51 | نویسنده : کتابدار |
منابع طرح کتابخوان ماه ویژه مهر ۱۴۰۰

منابع طرح کتاب خوان ماه ویژه مهر ۱۴۰۰ با معرفی ۴ عنوان کتاب «به یادت چله نشینم»، «خاطرات موازی»، «کوچک کاوشگر بزرگ» و «مقابله با پیمان شوم» معرفی شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، منابع طرح کتاب خوان ماه ویژه مهر ۱۴۰۰ با هدف تبیین منویات رهبر معظّم انقلاب برای ارتقای فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعه، دسترسی همگانی به کتاب، لزوم معرفی کتابهای مفید برای پرورش فکری آحاد مختلف مردم جامعه و همچنین ارتقای فضایل اخلاقی و فرهنگ عمومی از طریق مطالعه کتابهای مفید و فاخر، در سطح کشور معرفی شد.
«به یادت چله نشینم» اثر مهدی مطهری؛ «خاطرات موازی» اثر اردوان طاهری؛ «کوچک کاوشگر بزرگ» (آموزش و پرورش مهارتهای تفکر خلاق در کودک) اثر آذر کتابی و «مقابله با پیمان شوم» اثر داوود امیریان منابع معرفی شده در کتابخوان ماه مهر سال ۱۴۰۰ است.

«به یادت چله نشینم»
پدیدآور: مهدی مطهری
ناشر: شهید کاظمی
تعداد صفحات: ۱۳۶
جریان پیاده روی اربعین، آنقدر پرجاذبه و شگفتانگیز است که عالمی را به خود میخواند و آنقدر وسیع و پُردامنه است که جهانی را در بر میگیرد؛ «به یادت چله نشینم» سفرنامه سفری دور، ولی نزدیک؛ روایتی تازه، ولی آشنا است.
این کتاب یادداشتهای پیادهروی اربعینِ نوجوانی است به نام علی، او خاطراتش را در سفری که همراه با خانواده به کربلا داشته بیان میکند. این سفرنامه به شیوهای داستانی و با زبانی صمیمی و آشنا، ماجرای این سفر را از زمان فراهم شدن مقدمات آن، تا زیارت حرم خورشید و پس از آن روایت میکند.
حرکت به سمت مرز عراق، ورود به عراق و زیارت عتبات، سامرا، کاظمین و نجف. دیدار شهر کوفه، آغاز پیادهروی، موکبها، سختیهای راه و رسیدن به کربلا، فصلهایی از این کتاب را تشکیل میدهد. اشاره به میهماننوازی و فداکاری مردم عراق، نمایش صحنههایی از وحدت و یکپارچگی زائران در تمام مسیر، ارائه اطلاعات مفید از این سفر آسمانی و ... از ویژگیهای دیگر این کتاب بهشمار میرود.

«خاطرات موازی»
پدیدآور: اردوان طاهری
ناشر: اطلاعات
تعداد صفحات: ۲۰۰
رزمندگان بسیاری خاطرات خود را از جنگ و دفاع مقدس، در قالب داستان و خاطرهنگاری روایت کردهاند. نویسندگان بسیاری نیز با مطالعه این خاطرات و سایر منابع تاریخ شفاهی و مکتوب، در این حوزه قلم میزنند.
خاطرات موازی، داستانی در چند بُرِش است. خاطراتی که در آن مرگ و زندگی به موازات هم پیش میرود و بسیار به هم نزدیک است. در این کتاب با راوی که یک روزنامهنگار است و همرزمانش همراه میشویم و به جبهه غرب میرویم؛ آنجا در شمال غرب کشور و در ارتفاعات گویژه آماده مأموریت میشویم. همانجا که لبها و گونهها از سوز سرما ترک برمیدارد و دندانها از ترس و سرمای کوهستان به هم میخورد. از آنجا به خاک عراق میرسیم. «مسیر ابدی»، «طویله لعنتی»، «سفر در زمان» و «تا همیشه» برشهایی است از خاطرات راوی است که با ظرافتی خاص و در قامتی داستانی، ماجرای نبرد با دشمن و آوارهگی مردم مظلوم جنگزده را نقل میکند. قدم به قدم بخشی از جغرافیای جنگ و لحظه به لحظه، صحنههای نبرد در شهر و کوهستانهای منطقه غرب و سلیمانیه عراق در این کتاب به تصویر درآمده است.

«کوچک کاوشگر بزرگ» (آموزش و پرورش مهارتهای تفکر خلاق در کودک )
پدیدآور: آذر کتابی
ناشر: جوانه رشد
تعداد صفحات: ۱۶۸
تفکر خلاق عاملی مهم در رشد و موفقیت کودکان در ابعاد گوناگون فردی و اجتماعی بهشمار میرود. کودک پیوسته در حال کسب اطلاعات از محیط پیرامون خویش است. او به سرعت اطلاعات را جذب میکند و بر اساس آنها با محیط اطراف خود ارتباط برقرار میکند؛ همین ارتباط دو طرفه است که به او توانایی حل مسئله میدهد.
نویسنده این کتاب معتقد است که از طریق فعالیتهایی که شوق و ذوق کودک را برمیانگیزد و متناسب با سن او است، میتوان مهارتهای تفکر خلاق را در او پرورش داد و به اهداف مهم آموزشی و پرورشی دست یافت؛ از جمله پرورش مهارتهای حسی- حرکتی، هوش شناختی، هوش هیجانی- عاطفی و هوش کلامی (زبان آموزی). با پرورش مهارتهای تفکر خلاقِ کودک (انعطافپذیری و سیالیت ذهنی، بسط و گسترشِ قوه ابتکار و تخیل)، نوع نگاه و حس جستوجوگریِ او نیز پرورش مییابد. این کتاب با رویکردی کاربردی و بر اساس یک مطالعه موردی و انجام مراحل پژوهشی تدوین شده و میتواند الگوی مناسبی برای والدین و مربیان در زمینه پرورش مهارتهای تفکر خلاق به ویژه در کودکان صفر تا سه سال قرار گیرد.

«مقابله با پیمان شوم»
پدیدآور: داوود امیریان
ناشر: موسسه فرهنگی هنری خراسان
تعداد صفحات: ۱۹۲
تاریخ اسلام سرشار از اتفاقات و حوادث کوچک و بزرگی است که هر کدام به نسبت اهمیت و ابعادی که دارد، زمینهساز تغییرات و حوادث بعد از خود شده است؛ آگاهی از تاریخ اسلام ما را در درک چرایی و چگونگی این اتفاقات یاری میکند.
«مقابله با پیمان شوم» کتاب سوم از مجموعه تاریخیِ یاران پیامبر صلیاللهعلیهوآلوسلم برای نوجوانان است که وقایع سالهای پایانی زندگی رسول گرامی اسلام را روایت میکند. این کتاب با شرح ماجرای خیانت یهودیان قبیله «بنی نضیر» در مدینه و اخراج آنها از این شهر آغاز میشود؛ آنها به دلیل نقض پیمانی که با پیامبرخدا بسته بودند، مجبور به ترک محل زندگی خود شدند و بدینوسیله عوامل وقوع جنگ خندق نیز بهوجود آمد. در این میانه، داستان سرنوشت صفیّه، دختر رئیس قبیله بنینظیر هم بسیار خواندنی است که نویسنده با ظرافت خاصی آن را روایت میکند. نبرد خندق که حاصل همپیمانی حیَبناخطب رئیس قبیله بنینظیر با ابوسفیان برای جنگ با پیامبر صلیاللهعلیهوآلوسلم بود، روایت دیگری از کتاب است. این روایت به شکلگیری سپاه دشمن و چگونگی دفاع سپاه اسلام در این جنگ میپردازد. آخرین لحظات عمر پیامبر صلیاللهعلیهوآلوسلم، نگرانیهای حضرت فاطمه سلاماللهعلیها و روزهای بعد از پیامبر نیز فصلهای پایانی این کتاب را تشکیل میدهد.
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، کتاب خوان ماه
برچسبها: طرح , کتابخوان , ماه مهر , ۱۴۰۰
تاريخ : یکشنبه هجدهم مهر ۱۴۰۰ | 18:46 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب دانش و فناوری خودرو
نویسنده ریچارد هاموند
کتاب دانش و فناوری خودرو بحث خودرو و انواع آن را از نظر اصول علمی مورد بررسی قرار می دهد، چرا که شناخت خودرو و ماشین یک مبحث کاملا علمی و بر پایه اصول و قوانین علم است نه شانس و اتفاق.
این کتاب برای جوانان و نوجوانان علاقمند به رانندگی نوشته شده است و هر آنچه که برای تبدیل شدن به یک راننده آگاه مورد نیاز است را شرح میدهد.
موضوعات مورد بررسی در این کتاب بسیار گسترده می باشد. از این رو نویسنده آن را به چهار فصل تقسیم کردهاست:
در فصل اول با عنوان قدرت، خواننده را با تاریخچه خودرو و تاریخچه سوخت، انرژی، حرکت خودرو، نیروهای آتش، کشش، قدرت پیستونها، تولید بنزین، قوانین حرکت و دنده های ماشین آشنا می کند.
در فصل دوم با عنوان سرعت به موضوع سرعت و شتاب ماشین، عوامل موثر بر آن و رکورد شکنان سرعت می پردازد.
فرمان پذیری خودرو در فصل سوم مورد بررسی قرار می گیرد. در این فصل، عوامل موثر روی کنترل ماشین مانند دانش اصطکاک و شتاب، مسابقه اتومبیل رانی فرمول یک، و مبحث تصادف خودرو از نظر علمی شرح داده می شود.
فصل آخر با عنوان فناوری، اطلاعات و دانش جالبی را در مورد خودروهای حال و آینده شرح میدهد و ایده های بکری را برای خودروهای آینده توصیف می کند.
یکی از ویژگی های برتر کتاب، استفاده از کاغذهای گلاسه و تصویر های رنگی و جذاب در توضیح مطالب آن میباشد که باعث علاقمندی خواننده به کتاب میشود.
📚📚📚📚
گزیدهای از کتاب
صفحه ۶۸
روی صندلی داغ
فکر میکنید راندن اتومبیل فرمول یک چگونه است؟ بی نهایت دشوار! رقابت کردن در یک مسابقه فرمول یک چگونه است؟ تقریباً غیرممکن!
خودروهای مسابقات فرمول یک فوق العاده سریع اند و نسبت به دستورات راننده به شدت حساس اند. همین امر ضرورت واکنشهای برقآسا و تمرکز بالا را صد چندان می کند.
به علاوه، راننده فرمول یک مدام باید در حال نبرد با نیروهای جی ناگهانی، گرمای تحملناپذیر و نیز صدای کر کننده باشد. همه اینها رقابت در مسابقه فرمول یک را برای راننده، از نظر جسمانی به اندازه مسابقه دو ماراتن، سخت و نفس گیر می کند.
جایگاه راننده
محل نشستن رانندگان فرمول یک آنقدر به زمین نزدیک است که گاه پشتشان تاول می زند. ارتفاع سیستم تعلیق این خودرو ها بسیار کم است و به همین دلیل راننده همه دست اندازها و ناهمواری های مسیر را احساس میکند، که البته با درد همراه است.
تکان های شدید خودرو باعث کبودی و آسیب دیدگی زانو و مچ پای راننده می شود؛ برای همین استفاده از محافظ در این قسمت ها ضروری است.
سازندگان خودروهای فرمول یک، صندلی یک نفره راننده را به شکل سنجیده و حساب شده بر اساس قالب و شکل بدن راننده طراحی می کنند و می سازند.
صندلی باید راننده را چنان تنگ در بر بگیرد که نیروهای جی نتواند او را به این سو و آن سو پرتاب کنند. یک کمربند ایمنی شش تکه نیز راننده را محکم در جای خود نگه می دارد. اگر اینها نباشند، راننده با یک ترمز ناگهانی به بیرون از خودرو را پرت می شود.
📚📚📚📚📚
علاقمندان می توانند این کتاب را از کتابخانه عمومی امانت بگیرند.

موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , دانش و فناوری خودرو , ریچارد هاموند
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 18:48 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب چشمه های بهشت
ترجمه محمدهادی زاهدی
ناشر به نشر

چشمه های بهشت گزیده ای از کتاب ارزشمند عیون اخبارالرضا (ع) نوشته شیخ صدوق می باشد که توسط دکتر زاهدی ترجمه و گزینش شده است.
چشمه های بهشت مجموعه ای جامع از زندگی امام رضا (ع) و آموزه ها و کرامات ایشان می باشد که در پنج دفتر و سی ویک فصل منتشر شده است.
دفتر نخست آن تاریخ زندگی امام رضا (ع) و امام موسی کاظم را روایت می کند.
در دفتر دوم آموزه های امام رضا (ع) در زمینه توحید، نبوت، امامت، علت ها و دلایل احکام الهی، چگونگی تعامل با روایات معصومین و مناظرات آن حضرت ذکر شده است.
دفتر سوم به شرح دیدگاه امام رضا (ع) درباره قرآن، اهل بیت و مقام امام علی (ع) می پردازد.
سبک و راز و رمزهای زندگی و توصیه های پزشکی- بهداشتی و فضیلت ماه های ویژه در دفتر چهارم آمده است.
دفتر پنجم و پایانی کتاب هم به موضوع کرامت حضرت، زیارت و آداب آن می پردازد.
📚📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه 380
باغی از باغ های بهشت
امام رضا (ع) فرمود: در خراسان جایی هست که در آینده محل آمد و شد فرشتگان خواهد شد و همواره گروهی از فرشتگان از آسمان به آنجا فرود خواهند آمد و گروهی از آنجا به آسمان خواهند رفت تا آنکه در صور دمیده شود و قیامت فرا رسد. پرسیدند آنجا کجاست؟
فرمود: آنجا در سرزمین توس است و آنجا به خدا سوگند باغی از باغ های بهشت است و هرکس مرا در آنجا زیارت کند، مانند کسی خواهد بود که پیامبر خدا (ص) را زیارت کرده و خدا برای او پاداش هزار حج و هزار عمره مقبول خواهد نوشت و من و پدرانم در روز قیامت شفاعتش خواهیم کرد.
📚📚📚📚📚
علاقمندان می توانند این کتاب را از کتابخانه عمومی امانت بگیرند.
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , چشمه های بهشت , محمدهادی زاهدی
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 17:35 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب اشک باید رازدار باشد
این کتاب شامل سخنرانی ها و توصیه های رهبر معظم انقلاب برای عزاداران، مداحان و مبلغان حسینی است. سخنرانی های رهبر در مورد امام حسین (ع)، عاشورا، اربعین، کربلا در این کتاب به صورت گزیده جمعآوری شده و در اختیار علاقمندان و مداحان و مبلغان حسینی قرار گرفته است تا نشان دهنده و راهنمای مسیر راهشان باشد.
📚📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۴۹
درس، آن شهیدی می شود که شهادت او و مظلومیت او را نسلهای معاصر و آینده او بدانند و بشنوند، درس و اسوه آن شهیدی میشود که خون او بجوشد و در تاریخ سرازیر بشود، مظلومیت یک ملت آن وقتی میتواند زخم پیکر ستم کشیده شلاق خورده ملت ها را شفا بدهد و مرهم بگذارد که این مظلومیت فریاد بشود، این مظلومیت به گوش انسان های دیگر برسد، برای همین است که امروز ابرقدرتها صدا توی صدا انداختند که صدای ما بلند نشود، برای همین است که حاضرند پول های گزاف خرج کنند تا دنیا نفهمد که جنگ تحمیلی چرا به وجود آمد، با چه انگیزهای، با دست که، با تحریک که.
آن روز هم دستگاههای استکباری، حاضر بودند هر چه دارند خرج کنند به قیمت اینکه نام و یاد حسین و خون حسین و شهادت عاشورا مثل درس در مردم آن زمان و ملتهای بعد باقی نماند و شناخته نشود.
البته در اوائل کار درست نمی فهمیدند که چقدر مطلب با عظمت است. هر چه بیشتر گذشت، بیشتر فهمیدند. در اواسط دوران بنیعباس حتی قبر حسین بن علی علیه السلام را ویران کردند، آب انداختند، خواستند از او هیچ اثری باقی نماند. نقش یاد و خاطره شهیدان و شهادت این است، شهادت بدون خاطره، بدون یاد، بدون جوشش خون شهید، اثر خودش را نمی بخشد...
#معرفی_متنی_کتاب
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، محرم و صفر ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , اشک باید رازدار باشد
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 16:56 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب قصص الصلاة یا داستان هایی از نماز
نوشته قاسم میرخلف زاده
این کتاب شامل ۲۰۰ داستان درباره نماز و فضیلت های آن می باشد. نویسنده برای نشان دادن اهمیت و جایگاه نماز، داستان های مختلفی را از منابع مختلف جمعآوری کرده و در پایان هر داستان، نام منبع و کتاب اصلی را ذکر کرده است. موضوعات اصلی این داستان ها عبارتند از: نماز، پاداش های خدا به نمازگزار ها، سبک شمردن نماز، اهمیت نماز، وضو، سجده طولانی، نماز جماعت، نماز شب و آثار آن و... است.
نکته قابل توجه در این کتاب ذکر اشعاری در مورد نماز و متناسب با داستان ها است که باعث جذابیت بیشتر کتاب شده است.
📚📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۶۹
صدای اذان ظهر شنیده شد
روز اولی که امام خمینی وارد نوفل لوشاتو شدند، نزدیک به ۳۰۰ الی ۴۰۰ نفر خبرنگار با دوربین حاضر شده و تختی گذاشتند که امام بر روی آن ایستادند و قرار بود هر چند نفر خبرنگار یک سوال بپرسند، دو سه سوال از امام شد که صدای اذان ظهر شنیده شد.
بلافاصله امام در حالی که می فرمودند : وقت فضیلت نماز ظهر میگذرد آنجا را ترک کردند، در حالیکه حاضرین از این امر متعجب بودند، شخصی از امام خواهش کرد که چند دقیقه ای صبر کنید تا حداقل چهار، پنج سوال دیگر بنمایند ولی امام فرمودند: به هیچ وجه نمی شود و رفتند.
روز جمعه ای خبرنگاران برای مصاحبه با ایشان آمده بودند ولی امام فرمودند: حالا وقت انجام مستحبات است، وقت مصاحبه نیست، پس از بجا آوردن مستحبات فرمودند: من برای مصاحبه آماده هستم.
📚📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۷۱
شهید مطهری هنگام نماز شب گریه می کردند
یکی از شاگردان شهید مطهری گفت: شهید مطهری به نمازشان خیلی اهمیت می دادند و وقتی می خواستند نماز بخوانند با لباس توی خانه نماز نمی خواندند، ما معمولا وقتی نماز می خوانیم مخصوصا نماز صبح، از رختخواب که حرکت میکنیم، با همان لباس زیر، نماز صبح را می خوانیم، اما ایشان صبح که می خواستند نماز بخوانند لباس می پوشیدند و مثلاً عمامه بر سر می گذاشتند و خودشان را آراسته میکردند برای نماز.
آیت الله خامنهای فرمودند: شهید مطهری هنگامی که مشهد میآمدند، گاهی اوقات به منزل ما وارد میشدند، اتاقی که ایشان شبها می خوابیدند یک در با اتاقی که من می خوابیدم فاصله داشت.
ایشان همیشه وقت خواب مقید بودند به خواندن قرآن، صدای ایشان را شنیدم که در هنگام تهجد و نماز شب خواندن، گریه می کردند. البته نماز شب خوان زیاد داریم، اما نماز شب خوانی که در آن نیمه شب، با آن حال اشک بریزد و گریه کند، کم داریم.
📚📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۱۵۰
سجده بر خاک حسین (ع) یعنی نماز همراه شهادت
گرچه سجده بر هر خاکی بلکه هر سنگ و چوب پاکی جایز و صحیح است، اما تربت امام حسین علیه السلام امتیازاتی دارد، به طوری که امام صادق علیه السلام جز بر خاک کربلا سجده نمیکرد.
سجده بر خاک کربلا، حجابهای هفتگانه را پاره می کند، هم نماز را بالا برده و به قبولی میرساند، هم نمازگزار را از قعر مادیات بیرون کشیده و او را با جهاد و خون و شهادت آشنا می سازد.
سجده بر خاک حسین (ع) یعنی نماز همراه ولایت.
سجده بر خاک حسین (ع) یعنی نماز همراه شهادت.
سجده بر خاک حسین (ع) یعنی بزرگداشت خاطره آنها که برای نماز و در راه نماز خون دادند.
سجده بر خاک حسین (ع) یعنی هر روز عاشورا است و هر زمین کربلا.
سجده بر خاک حسین (ع) یعنی در راه مبارزه با ظلم سر بده اما تن به ذلت نده، آری مزار حسین (ع) باغی از باغهای بهشت و دری از درهای آن است.
دعا تحت آن قبه مستجاب و نماز در آن مکان محبوب و مقبول خداست.
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , قصص الصلاة , نماز , میرخلف زاده
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 16:50 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب سروها ایستاده میمانند
نوشته مریم عرفانیان
زندگی نامه شهید حسن قاسمی دانا از مدافعان حرم
📚📚📚📚📚
کتاب سروها ایستاده میمانند جلد دهم از مجموعه مدافعان حرم می باشد که زندگی نامه شهید حسن قاسمی دانا را به روایت مادر ایشان بیان می کند.
مادر شهید خاطره ها را از زمان کودکی تا بزرگسالی و شهادت ایشان را بیان می کند.
شهید حسن قاسمی دانا در شهریور ۱۳۶۳ متولد شده و در سن سی سالگی در جهاد با داعش و دفاع از حرم در سوریه به شهادت رسیدند. این کتاب قصه حقیقی یکی از جوانان امروزی است که زندگی آسوده را رها ساخته تا قدم در راه حقیقی نجات بگذارد. ان شا الله که ما نیز ادامه دهنده راه این عزیزان و شهدا باشیم.
📚📚📚📚
گزیده ای از کتاب
صفحه ۱۰۷
پسر خواهرم ابوالفضل می گفت همیشه شهادت حسن برایم جای سوال بود. حسن هم مثل ما جوان ها بود، با ما شوخی میکرد، بیرون میرفت و...
گاهی در دلم می گفتم:" یعنی حسن چی کار کرد که به مقام شهادت رسید؟" تا اینکه چهل روز بعد از شهادتش یک شب خواب دیدم تمام وجود حسن در آسمان فقط یک صورت بزرگ است، صورتی خیلی نورانی، همان طور که سرم بالا بود به او خندیدم، حسن هم با لبخندی جوابم را می داد.
اولین سوالم این بود:" حسن! خوبی؟"
گفت:" آن قدر خوب بود که فکرش رو هم نمی کنی."
پرسیدم: "تو چی کار کردی که به مقام شهادت رسید؟"
خندید و گفت :"از گریه هایی که برای امام حسین (ع) داشتم و زیارت کربلایی که رفتم و حفظ کردم، بعد هیئت و زیارت های شب های جمعه ای که می رفتم پیش امام رضا (ع) شهادت رو گرفتم."
پرسیدم :"حالا ما چی کار کنیم که به مقام تو برسیم؟"
گفت :" اول سعی کن به نامحرم نگاه نکنی، دوم حق الناس، سوم اشک بر امام حسین (ع) و نماز اول وقت."
📚📚📚📚📚
گزیدهای از کتاب
سروها ایستاده می مانند
خاطرات مادر شهید حسن قاسمی دانا
دو ماه محرم و صفر برایم خیلی ارزش داشت. این اهمیت از کودکی ملکه ذهنم شده بود و مادرم برای این ماه ها اهمیت زیادی قائل بود. از از همان یک سالگی، پیراهن سیاه تن بچهها می پوشاندم. خیلیها به من اعتراض میکردند که :" چرا بچه ی یک ساله رو لباس مشکی میپوشانی!؟"
میگفتم :"باید از همین الان با عزاداری سیدالشهداء (ع) انس بگیرن."
وقتی مهدی و حسن هنوز خیلی کوچک بودند و مراسمها مختصر بود؛ اکثرا همراه بچه ها در مراسم دهه اول خانه همسایه ها، اقوام و حتی حرم شرکت میکردیم. بچه ها گاهی می پرسیدند :"چرا مشکی تن ماست؟"
جواب می دادم :"آخه بابامون شهید شده."
حسن شانه ای بالا میانداخت، کمی فکر میکرد و با لحنی کودکانه می گفت :"بابا که هست!"
دوباره میگفتم: "نه! ما یک بابای دیگه هم داریم که بابای همه آدمهاست؛ نه تنها بابای شما." بعد برایش توضیح می دادم امام حسین (ع) بابای همه آدمهاست و برای شهادتش باید سیاه پوشید.
پسرهایم با همین خلق و خو انس گرفتند. خیلی ها می گفتند :" بچه ها رو تو مراسمی که گریه و ناراحتی هست نبرید، افسرده می شن." و جواب می دادم :" اتفاقاً بچهها رو باید تو همین مراسمها بزرگ کرد."
پسرهایم توی هیئت ها، روضه ها و مراسمها بزرگ شدند. بزرگ که شدند خودشان از روز اول محرم پیراهن سیاه به تن می کردند و تا پایان صفر از تن در نمیآوردند.
#معرفی_متنی_کتاب
#محرم
#مدافعان_حرم
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب ، دفاع مقدس، شهدا
برچسبها: معرفی کتاب , سروها , ایستاده میمانند , مریم عرفانیان
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 16:17 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب راز قلعه حمود
تدوین اعظم محمدپور
کتاب راز قلعه حمود خاطرات روحانی شهید مدافع حرم اصغر فاطمی تبار است که از زبان مادر شهید روایت شده است. او زندگی فرزندش را از تولد تا شهادت و دفاع از اهل بیت در سوریه را روایت میکند. این کتاب پس از مصاحبه با خانواده، دوستان و همرزمان شهید و پس از ده ماه پیادهسازی و تالیف شده است.
شهید اصغر (بهمن) فاطمی تبار فرزند ششم خانواده بود که پس از پنج دختر در ۲۲ بهمن ۱۳۶۴ به دنیا آمد و با تولد خود شادی و نشاط خانواده را دوچندان کرد.
مادر شهید می گوید برای من که چند پسرم همان روزهای اول یا چند ماه اول بعد از تولد از دنیا می رفتند، زنده ماندن اصغر لطف خداوند بود و با آمدنش مرا به آرزویم رساند. همه می گفتند او عمر طولانی دارد، اما فقط خدا از آینده خبر داشت.
📚📚📚
گزیده ای از کتاب
صفحه ۱۵۲
بهمن و الهام، عاشقانه همدیگر را دوست داشتند، و در اوج عشق و علاقه ای که به هم داشتند، از هم دل بریدند.
آن شب، بهمن، پیراهن مشکی محرم تنش بود. عادت هر ساله اش بود که از اول محرم تا اربعین حسینی مشکی می پوشید. نگفته بود طلبه است و با لباس بسیجی رفته بود. می گفت: "می خواهم برم خط، بجنگم. برای تبلیغ نمی رم."
برای همین موقع ثبت نام، از طلبه بودنش حرفی نزده بود.
آرزوی الهام، برگشتن بهمن بود، و آرزوی بهمن، شهادت.
الهام آرزوی بهمن را بر آرزوی خودش ترجیح داد؛ چون او هم معتقد بود که دفاع از حرم اهل بیت (ع)، از آرزوی او مهمتر است.
صبح زود، قبل رفتن، با الهام تماس گرفت و گفت: حلالم کن! با من خیلی اذیت شدی! مهریه ات را هم ندادهام. اگر برنگشتم حلالش کن!
الهام گفت: سکه هایش را حلال می کند. فقط می ماند سفر مشهد. می خواهم قول بدهی اگر شهید شدی، فردای قیامت با هم برویم پیش امام رضا(ع)!
بهمن گفت: انشاالله
📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۱۹۱
روزهای زندگی من و الهام، بدون بهمن میگذرد. هر کسی بپرسد چطور این غم فراق را تحمل می کنید، جواب می دهم: امام حسین (ع)، همه هستی اش را در کربلا فدای اسلام کرد. من و الهام، یک عزیز داشتیم؛ آن یکی هم فدای سر امام حسین (ع).
📚📚📚📚📚
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب ، دفاع مقدس، شهدا
برچسبها: معرفی کتاب , راز قلعه , حمود , اعظم محمدپور
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 15:38 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب گفته های ناگفته
چهل داستان شگفت و حکمت آمیز
نویسنده: محمدرضا منصوری
کتاب گفته های ناگفته شامل ۴۰ داستان شگفت و حکمت آمیز است که توسط آقای محمدرضا منصوری نوشته شده و انتشارات صفحه نگار آن را چاپ و منتشر کرده است. این کتاب دربردارنده داستانها، نصایح، عبرت ها و مطالب معنوی و اخلاقی و تربیتی است تا همگان به ویژه جوانان بتوانند از آن بهره ببرند و عبرت بیاموزند.
خواندن این داستان ها و عبرت های زیبا موجب نشاط و آرامش روح و روان خواهد بود. نویسنده برای نوشتن کتاب از ۵۰ منبع معتبر استفاده کرده و داستان ها را از این منابع انتخاب کرده است. نام این منابع مانند قرآن مجید، اصول کافی، تفاسیر قرآن، حیوه القلوب، بحارالنوار، قصص الانبیا و... در پایان کتاب ذکر شده است.
📚📚📚
گزیده ای از کتاب
صفحه ۵۳
هرچه کنی به خود کنی
عصر پیامبر اسلام (ص) بود، از جانب خداوند در این آیه مبارکه نازل شد:
"اگر نیکی کنید به خودتان نیکی می کنید و اگر بدی کنید باز هم به خود می کنید". سوره اسراء آیه ۷.
یکی از یاران رسول خدا (ص) این آیه را شنید و آن چنان تحت تأثیر قرار گرفت، که همواره این آیه را می خواند.
یکی از همسایگان او که زن یهودی بود، با شنیدن این آیه، ناراحت میشد و حسادت می ورزید [که چرا آیات قرآن به جای آیات تورات خوانده میشود] به مسلمان گفت: باش تا من دروغ بودن معنای آیه را برای مردم آشکار کنم [یعنی مکافات عمل که در این آیه آمده است، دروغ است].
زن یهودی مخفیانه مقداری حلوا تهیه نموده و آن را زهرآلود کرد و همراه آن قدری نان به عنوان هدیه به آن مسلمان همسایه اش داد، تا آن را بخورد. مرد مسلمان آن نان و حلوا را از او گرفت و برای کشاورزی به صحرا رفت تا وقتی که گرسنه شد آن را بخورد.
ساعتی بعد دید دو نفر جوان از سفر می آیند و از قیافه آنها پیدا است که توشه راهشان تمام شده و سخت گرسنه اند، دلش به حال آنها سوخت و به آنها گفت: آیا نان و حلوا میل دارید؟
آنها گفتند: آری، کشاورز مسلمان آن نان و حلوا را نزد آن دو نفر نهاد، آنها از آن نان و حلوا خوردند و همان دم مسموم شده و بر زمین افتادند و پس از ساعتی مردند.
این خبر به مدینه رسید، مردم و پیامبر اکرم (ص) کنار جنازه آن دو جوان رفتند، پیامبر اکرم (ص) آن کشاورز مسلمان را طلبید و از او پرسید: این نان و حلوا را از کجا آورده ای؟
مسلمان کشاورز گفت: فلان زن یهودی، آن را به من داد.
پیامبر اکرم (ص) دستور داد تا آن زن را حاضر کنند، وقتی که آن زن را حاضر نمودند، همین که چشم زن به جنازهها افتاد، فهمید که جنازه های دو پسرش هست که از سفر باز میگشتند و بر اثر خوردن آن حلوا، مسموم شده و مرده اند، با گریه و زاری به دست و پای پیامبر اکرم (ص) افتاد و گفت:
اکنون صدق و راستی این آیه مذکور برایم روشن شد، که اگر من بد کردم، آن بدی را به خودم نمودم و به خودم بازگشت، اینک به حقانیت آیه قرآن آگاه شدم.
📚📚📚📚📚
علاقمندان می توانند این کتاب را از کتابخانه عمومی امانت بگیرند.
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , گفته های ناگفته , چهل داستان , شگفت
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 15:30 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب کودکان گمشده
نویسنده محمود پوروهاب
کتاب کودکان گمشده توسط آقای محمود پوروهاب نوشته شده و انتشارات بوستان کتاب آن را چاپ و منتشر کرده است. این کتاب شامل داستان هایی از زندگی امام حسین علیه السلام است. این داستان ها از دوران کودکی امام، نوجوانی و بزرگسالی و در نهایت روز عاشورا و شهادت ایشان روایت شده اند. این داستان ها بیانگر لطف و کرامت، بخشش و بزرگواری و مهربانی امام حسین (ع) است.
اسم کتاب از یکی از داستان های کتاب با همین عنوان گرفته شده است. این داستان در مورد گم شدن امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام در کودکی است. حضرت فاطمه (س) و پیامبر (ص) برای پیدا کردن آنها، تمام کوچه های مدینه را جستجو کردند و در آخر پیامبر آنها را در باغی اطراف مدینه در حالی که خواب بودند پیدا کرد.
کودکان با بوسه های پیامبر از خواب بیدار شدند. سپس پیامبر، حسن را بر دوش چپ و حسین را بر دوش راستش سوار کرد و به سوی خانه حضرت فاطمه راه افتاد و...
نویسنده داستان های کتاب را از منابع مختلفی مانند منتهی الامال، وسائل الشیعه، چهارده معصوم، زندگانی امام حسین، داستان راستان و... انتخاب کرده و آنها را به زبان ساده برای نوجوانان بازنویسی کرده است. لیست این منابع در پایان کتاب ذکر شده است.
📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۶۵
ارزش علم
امام با خوشحالی گفت: دوباره بخوان فرزندم!
کودک دوباره با صدای نازک و شیرینش سوره حمد را خواند. این اولین درسی بود که کودک در مکتب یاد گرفته بود. امام که خیلی خوشحال بود، او را نوازش کرد و صورتش را بوسید و فوری کسی را فرستاد تا آموزگار کودکش، عبدالرحمان را با خود بیاورد.
وقتی عبدالرحمن به خانه امام آمد، امام با مهربانی حال او را پرسید و از او پذیرایی گرمی کرد و هزار دینار و چند دست لباس تازه و قشنگ به او هدیه داد. عبدالرحمن پس از تشکر زیاد از امام خداحافظی کرد و رفت.
یکی از دوستان امام که در آنجا حاضر بود، با تعجب رو کرد به امام و گفت: ای مولای من، از شما تعجب میکنم که به خاطر یاد دادن سوره حمد، این اندازه پول و لباس به او بخشیدی. آموزش یک سوره که این قدر ارزش نداشت!
امام حسین با لبخند جواب داد: این دینارها چگونه میتواند کار خوب او را جبران کند.
و شعری را زیر لب زمزمه کرد: هنگامی که دنیا به تو مال و ثروت بخشید، تو هم به مردم ببخش، پیش از آنکه از دستت برود، و بخیلی مکن ، زیرا وقتی مال و ثروت به آدم رو کند، با بخشش از بین نمیرود وقتی از بین رفتنی باشد با بخل و خسیسی نمی توان آن را نگه داشت.
📚📚📚📚📚
علاقمندان می توانند این کتاب را از کتابخانه عمومی امانت بگیرند.
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، محرم و صفر ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , کودکان گمشده , محمود پوروهاب
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 15:27 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب شهید رجایی
نوشته محمود جوانبخت
جوانبخت در یک کتاب ۶۸ صفحه ای به طور خلاصه زندگی شهید رجایی را برای نوجوانان بیان کرده است. این کتاب شامل سالشمار زندگی، زندگینامه، توضیح اعلام متن کتاب، عکس و تصاویر شهید است و در پایان منابعی که برای نوشتن این کتاب استفاده شده ذکر گردیده است.
کتاب با داستان دستگیری شهید رجایی توسط ساواک آغاز میشود و شکنجه ها و مشکلات زندان را بیان میکند. سپس قصه زندگی شهید رجایی را از تولد و کودکی تا نخست وزیری و شهادت را شرح می دهد.
شهید رجایی کار خود را از معلمی آغاز کرد و پس از مدتی به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی از سوی مردم تهران انتخاب شد و بعد از آن به عنوان نخست وزیر ایران و پس از آن ریاست جمهوری ایران انتخاب شد. اما منافقان نتوانستند وجود این نیروی انقلابی را تحمل کنند. سرانجام در شهریور ۱۳۶۰ بر اثر انفجار بمبی که توسط منافقین در ساختمان نخست وزیری کار گذاشته بود، به همراه آقای حجت الاسلام والمسلمین محمد جواد باهنر، نخست وزیر وقت به شهادت رسید.
📚📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۱۳
آنها می دانستند رجایی متاهل است و سه فرزند دارد. ابتدا شروع به تهدید کردند و گفتند: به زودی زن و فرزندانت را هم دستگیر خواهیم کرد.
وقتی از این تهدید چیزی عایدشان نشد، شروع کردند به شکنجه جسمی او. با کابل به جانش افتادند و بار اول طوری او را زدند که حسابی از بازجویی و اتاق شکنجه بترسد. رجایی لب از لب باز نکرد و کوچکترین حرفی از دهانش بیرون نیامد. وقتی اولین جلسه بازجویی و شکنجه تمام شد، او را به سلول شماره ۱۸ کمیته مشترک ضد خرابکاری در سه راه ضرابخانه منتقل کردند.
از آن پس هر روز جیره شکنجه داشت. او را برای بازجویی از سلول بیرون می بردند، شروع میکردند به پرسیدن سوال هایی مختلف و چون چیزی از گفته هایش عایدشان نمیشد، شکنجه اش می کردند. بعضی روزها، سرش را ساعتها به پنجه پاهایش میبستند و میگفتند درجا بزن. گاهی او را به صلیب میکشیدند و از سقف آویزان میکردند تا حرف بزند. کابل و شلاق که جزو معمولی ترین شکنجه ها بود.
بعضی وقت ها هم کسی را به سلول او می انداختند تا اعتمادش را جلب کند و از او اطلاعات بگیرد. رجایی به خوبی می دانست که این شگرد کهنه راهی ابلهانه برای حرف کشیدن از زندانیان است. به همین خاطر کمتر در حضور اینگونه هم سلولی ها حرف می زد.
📚📚📚📚
گزیده از کتاب صفحه ۴۶
برخی صبح ها خود برای خرید نان از خانه خارج میشد و اهالی محل دلشان نمی آمد در صف نان جلوتر از او بایستند، چرا که او یکی از مقامات بلندپایه مملکت بود اگر کسی می خواست به خاطر منصب اجتماعی اش به او احترام بگذارد، سخت دلگیر می شد.
دو دست لباس بیشتر نداشت. روزی که می خواست برای سخنرانی در سازمان ملل به نیویورک برود، با همان کت و شلواری رفت که بعضی شب ها آن را می پوشید و پنهانی به دیدار محلات فقیر نشین و حلبی آبادها میرفت. برایش فرقی نمی کرد که در جمع سران کشورهای جهان شرکت می کند و یا در جمع یک عده فقیر محتاج به نان شب.
او تا روز آخر با این که رئیس جمهور کشور بود، یک ریال بیشتر از حقوق معلمی اش دریافت نکرد. روزانه ۱۸ ساعت کار میکرد.
او در سال هایی که وزیر، نخست وزیر و رئیس جمهور بود هیچ گاه بیش از دیگر شهروندان عادی چیزی برای خودش نخواست. در خانه اش وسیلهای که گرمابخش شب های زمستان بود یک کرسی قدیمی بود. مردم شاید هیچ گاه فراموش نکنند که در روزهای ریاست جمهوری او، تصاویر خانه محقرش از تلویزیون پخش شد و همگان دیدند که رئیسجمهور محبوبشان چگونه زندگی می کند.
#معرفی_متنی_کتاب
#کتابخانه_آیت_الله_میرکبیر_خوانساری
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , شهید رجایی , محمود جوانبخت
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 15:18 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب شهید باهنر
نوشته مرجان فولادوند
📚📚📚📚📚
فولادوند در این کتاب به معرفی شخصیت و زندگی شهید باهنر، نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران میپردازد. در ابتدا سالشمار زندگی شهید باهنر و خلاصه ای از زندگی ایشان را بیان می کند. سپس آثار و کتب شهید را معرفی کرده و گزیده هایی از آن را برای استفاده نوجوانان بیان می کند.
در پایان کتاب در قسمت از نگاه دیگران، دیدگاه امام خمینی رحمة الله و حضرت آیتالله خامنهای را در مورد این شهید بزرگوار بیان می کند.
📚📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۱۰
آن روزها، مدرسه هم بود؛ با کتاب های نقاشی شده فارسی و ریاضی و کلاس های نیمکتدار و نقشه های رنگی جغرافیا روی دیوار و جشن های چهارم آبان. اما فقط بعضی از خانوادهها بچههایش را با آن روپوش های سرمه ای رنگ به مدرسه می فرستادند؛ خانواده های بالای شهر.
آنها که خانه هایشان در آن کوچه های پهن ماشین رو بود؛ کوچه هایی که شهرداری کف زمین آن ها را صاف می کرد و روی آن ها شن می ریخت.
محمد جواد یک روز از پدرش پرسید: پس کی جلوی خانه ما شن میریزند؟ یک نم باران که می زند، تا زانو می رویم توی گل و شل.
پدر به سادگی جواب داد: هیچ وقت!
و محمدجواد با چشمهایی از تعجب گشاد شده پرسید: چرا؟
و پدر طوری که انگار طبیعی ترین جواب دنیا را می دهد، گفت: چون آنها اسم و رسم دارند و ما نداریم؛ پولدارند و ما نیستیم. پس برای دولت ارزش زیادی نداریم که بیاید برایمان خرج هم بکند!
و محمدجواد با خشمی کودکانه گفت: پس این دولت هم برای ما ارزش ندارد!
📚📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۳۰
محمدجواد که صدای همیشه آرام او حالا اوج گرفته و حرفهایش مردم را به هیجان آورده بود، سخنرانی خود را تمام کرد، اما درست در اولین پله منبر محاصره شد.
چند نفر که لباسهای شخصی به تن داشتند دوره اش کردند، چهره هایشان مثل آدم هایی که همیشه به مسجد می آمدند، نبود. خشونت و تندی آن ها به مردم فهماند که ماموران ساواک هستند.
چند نفر تلاش کردند که محمدجواد را از حلقه ماموران بیرون بیاورند؛ اما نشد. محمدجواد در حالی که مردم پشت سرش می آمدند، به زور مأموران سوار ماشین شد و در میان اعتراض و ناباوری همه ، ماشین حرکت کرد.
آن روزها، دستگیری یک روحانی اتفاق عجیبی بود. در شهر همه جا حرف از شیخ جوانی بود که از تاریخ میگفت و حرفهای سیاسی میزد. پایه روضه های او، مردم کمتر گریه و بیشتر فکر میکردند.
تا مدت ها همه از هم سراغ او را میگرفتند؛ اما او در هیچ مسجدی به منبر نمی رفت؛ زیرا زندانی شده بود.
📚📚📚📚
در قسمت معرفی مجموعه آثار در صفحه ۵۷ کتاب می خوانیم :
محمد جواد باهنر در طول سالها زندگی خویش مقالهها و کتابهای بسیار نوشت و سخنرانی های زیادی کرد. بعضی از آنها به صورت کتاب منتشر شدهاند. مجموعه تالیفات و آثار او بیش از ۲۹ جلد است که بیشتر موضوعاتی پیرامون تعلیم و تربیت دارد. کتاب های درسی تعلیمات دینی از مهمترین و تاثیرگذارترین آنهاست.
#معرفی_متنی_کتاب
#کتابخانه_آیت_الله_میرکبیر_خوانساری
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , شهید باهنر , مرجان فولادوند
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 15:11 | نویسنده : کتابدار |
عباس شیر بیشه فضل و شجاعت
عباس بحر بیکرانی از عنایت
عباس فریاد رسای آدمیت
از نای پاک حق ندای آدمیت
او زاده آزاده ام البنین است
او باب حاجت بر تمام مومنین است
معرفی کتاب داستان ها و فضائلی از قمر بنی هاشم (ع): قهرمان کربلا
تالیف قاسم میرخلف زاده
نویسنده در این کتاب ۶۰ داستان از کرامات و معجزات آن حضرت را از منابع مختلف جمعآوری کرده است که لیست منابع در پایان هر داستان ذکر شده است.
نویسنده در مقدمه کتاب این چنین مینویسد: "به حضرت ابوالفضل (ع) باب الحوائج می گویند، چون هم در حیات ظاهری باب الحوائج از طرف برادر بزرگوارش حسین (ع) بود ولی پس از شهادت به این لقب شناخته شد و مردم در حاجات در خانه آن بزرگوار می آیند چون بهترین وسیله برای قضای حاجات و دردهای بیدرمان نزدش می آیند و این لقب لقب بین المللی آن حضرت است؛ همه به آن حضرت متوسل و به درگاهش جبهه می سایند، شیعه، سنی، مسلمان یهودی و نصرانی، بودایی و آتش پرست دیندار و بیدین، موحد و غیرموحد همه او را میشناسند."
همچنین در پایان کتاب سوگنامه و شرح وقایع کربلا و لحظه شهادت قمر بنی هاشم شرح داده شده است.
📚📚📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۱۱۲
خاک قبر حضرت عباس (ع) مورد آزمایش قرار گرفت
حاج شیخ اسماعیل نائب که از فضلاء است فرمود: یکی از خدام حرم حضرت عباس (ع) میگفت: به گوش دردی مبتلا شدم و کم کم به جایی رسید که دکترهای بغداد عاجز و مرا به بیمارستانهای خارج راهنمایی کردند که رفتم و در یکی از بیمارستانهای آنجا تحت برنامه بستری شدم و پس از معاینه و شورای پزشکی به عمل کردن نظر دادند ولی گفتند صدی نود خطرناک است.
به آنها گفتم امشب به من مهلت دهید تا رای خود را اظهار کنم.
آن شب بسیار ناراحت بودم ناگهان با خودم گفتم بیماران از خاک کربلا شفا می گیرند و من خودم خادم و متولی قبر مطهر هستم. از این فیض محروم و خوشبختانه قدری خاک از قبر حضرت عباس (ع) همراه داشتم و با حال توجه قدری از آن خاک را در گوشم ریختم و خوابیدم صبح دیدم چرک خارج نشده و درد آن هم خوب شد.
صبح به پزشکان گفتم باز خوشم را آزمایش کنید چون معاینه کردند دیدند کاملاً سلامتی به من بازگشته فورا کمسیونی از مسیحیها تشکیل دادند و در این اعجاز بحث شد و نظراتی داده شد و قرار شد از خود من بپرسند؛ من در جواب گفتم: به واسطه خاک قبر حضرت عباس (ع) است.
بزرگ آنان گفت: از آن خاک نزد تو باقی مانده؟ گفتم آری و به او دادم.
آنها سه روز در آزمایشگاه در دستگاه تجزیه و تحلیل، خاک را گذاشتند و روز چهارم بزرگ آنها آمد و با گریه گفت: سه روز در دستگاه است و می بینم خاک و خون است و اثر شفا در آن خون می باشد.
در آن مدتی که آنجا بودم در مجالس و محافل از این کرامت سخن میگفتند و جمعیت فراوانی از گروه مسیحی ها شیفته آن بزرگوار شدند و عدهای هم از نزدیک شاهد بودند به اسلام گرایش پیدا کردند.
📚📚📚📚📚
#معرفی_متنی_کتاب
#کتابخانه_آیت_الله_میرکبیر_خوانساری
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , داستان ها , فضائلی , قمر بنی هاشم
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 15:0 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب زکریای رازی
نوشته امید فلاح آزاد
📚📚📚📚
نویسنده در این کتاب به شرح زندگانی محمدابن زکریای رازی، از مشاهیر و چهره های درخشان ایران اسلامی در سدههای گذشته می پردازد.
رازی یکی از برترین پزشکان و شیمیدانهای مشهور ایران است که به خاطر کشف الکل به شهرت جهانی رسید.
زکریای رازی در سال ۲۴۰ هجری قمری در ری متولد شد. در ده سالگی پدرش را از دست داد. او در کودکی به موسیقی و کیمیاگری علاقه پیدا کرد و تلاش و آزمایش های او در کیمیاگری باعث شد تا چشمش آسیب ببیند.
پس از مداوای چشمش، به دنبال آموختن پزشکی، به بغداد رفت و پس از بازگشت، بیمارستان ری را تاسیس کرد.
بعد از آن به درخواست خلیفه به بغداد رفت و ریاست بیمارستان بغداد را به عهده گرفت. و در همان زمان نوشتن طرح اولیه دایره المعارف جامعی برای پزشکی به نام "حاوی" را آغاز کرد.
کتاب رازی در قالب داستانی شیوا، روان و جذاب، زندگی نامه زکریای رازی را برای نوجوانان و جوانان روایت می کند.
📚📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۵۷
ابتکار بزرگی که او در طبابت حیوانات انجام داد، مصون نگه داشتن گله گوسفندان از سیاه زخم بود. مهمترین دارایی روستاییان کوهپایههای البرز، دام هایشان بود. از ولایات دیگر، خبر بلای سیاه زخم به گوش میرسید. مسافران از گله هایی میگفتند که یکجا مبتلا و تلف شده بودند. می گفتند که از تعفن لاشه ها، روستاییان ناچار آنها را سوزانده اند. چوپانان ری از ترس و نگرانی به رازی پناه آوردند.
دانش او تنها وسیلهای بود که شاید آنها را از بلا محفوظ نگه میداشت. رازی زودتر از آنکه مرض در میان دام ها همه گیر شود، تدبیری اندیشید.
او دستور داد تا از روده یک گوسفند مبتلا به سیاه زخم، رشته های باریک تهیه کنند. آنگاه گوش هر گوسفند را سوراخ کرد و رشته باریکی از روده گوسفند مبتلا را از آن عبور داد. به این ترتیب، گوسفندان از ابتلا به سیاه زخم مصون می ماندند و بلا از گله رفع می شد.
این ابتکار را هر چوپان ساده ای در گله خود به کار بست و گوسفندان ری از مرض در امان ماندند. با چنین خدماتی بود که کار و آوازه رازی از ری به دورترین شهرها هم رسید و بیماران توانگر از طبرستان، خراسان و آذربایجان به بیمارستان ری آمدند.
#معرفی_متنی_کتاب
#کتابخانه_آیت_الله_میرکبیر_خوانساری
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , زکریای رازی , فلاح آزاد
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 14:54 | نویسنده : کتابدار |
