به گزارش پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، منابع طرح کتابخوان ماه خرداد ۱۴۰۱ با هدف تبیین منویات رهبر معظّم انقلاب برای ارتقای فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعه، دسترسی همگانی به کتاب، لزوم معرفی کتابهای مفید برای پرورش فکری آحاد مختلف مردم جامعه و همچنین ارتقای فضایل اخلاقی و فرهنگ عمومی از طریق مطالعه کتابهای مفید و فاخر، در سطح کشور معرفی شد.

«الف لام خمینی»
پدیدآور: هدایتالله بهبودی
ناشر: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
تعداد صفحات: ۱۱۵۷
الف، لام خمینی...
این حروف مقطعه یادآورِ برخی آیات قرآن است؛ و معنایش؛ رمزی بین حضرت حق و پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم. این کتاب نیز گویی میخواهد از رموز ذاتی یک رهبر و عالِم دینی سخن بگوید.
الف و لام در زبان عربی نشانه معروف بودن است و نویسنده نیز قصد دارد تا یکی از معروفترین شخصیتهای تاریخ معاصر را معرفی کند.
این کتاب یکی از دقیقترین انواع زندگینامه است و در دو بخش اصلی تدوین شده است؛ بخش نخست؛ روایتگر زندگی علمی امام خمینی است که بیش از چهل سال از عمر ایشان را در بر میگیرد. بخش دوم نیز زندگی سیاسی حضرت امام است که از اواسط سال ۱۳۴۱ شمسی آغاز میشود و با فراز و نشیبهای فراوان در سال ۱۳۵۷، به پیروزی نهضت اسلامی میانجامد.
تبار و خاندان امام، فرازهایی از دوران کودکی، گذار از مرزهای نوجوانی و جوانی، فتح قلههای علم و دانش، عبور از بندها و زایش اندیشههای حقطلبانه، مقاطعی حساس از تاریخ و ... از مهمترین فصلهای این کتاب بهشمار میرود.

«تکاوران خرمشهر: خاطرات ناخدا یکم تکاور هوشنگ صمدی»
پدیدآور: سیدقاسم یاحسینی
ناشر: سوره مهر
تعداد صفحات: ۱۴۸
مجموعه تکاوران خرمشهر، راوی خاطرات و جانفشانی رزمندگانی است که با شجاعت و دلاوری در برابر دشمن متجاوز ایستادگی کردند. در این کتاب با یکی از افسران شجاع، دلیر، وطندوست و باکفایتی آشنا میشوید که از قهرمانان دوران مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر است. ناخدا یکم تکاور ارتش، در کنار نیروهای مردمی و سپاه پاسداران با فداکاری و ایثار جانِ خود برای آزادسازی خاک میهن اسلامی، در برابر عراقیها ایستادگی کردند و دشمن را در خرمشهر زمینگیر و ضربات و تلفات سنگینی بر تجهیزات و نیروهای آنان وارد کردند.
سید قاسم یاحسینی، خاطرات ناخدا یکم هوشنگ صمدی را بعد از سه دهه سکوت، که ناگفتههایی از دلاوریها و جانفشانیهای نیروی دریایی ارتش در خرمشهر است، نقل میکند.
این اثر از مجموعه «قصههای دریا» در دو بخش و ۲۱ فصل برای نوجوانان گردآوری، تهیه و تنظیم شده است. روایت فرمانده گردان ۶۰۰ نفری، در دفاعی که در آن ۶ بار زخمی شده، از ۳۴ روز مقاومت، قصه رشادتها و جنگاوری نیروهایش و جایگاه و نقش تکاوران نیروی دریایی ارتش را بازگو میکند.
از آنجایی که در بین کتابها و روایتهای مختلف از دوران ۸ ساله دفاع مقدس، خاطرات فرماندهان نیروی دریایی راهبردی ارتش کمتر نقل شده، مخاطب از زاویه و نگاه دیگری با جنگ آشنا میشود، که نکته و جذابیت این اثر است.

«حرم مثل بهشته»
پدیدآور: یحیی علویفرد
ناشر: بهنشر
تعداد صفحات: ۱۶
خاطره آشنایی و شناخت امام رئوف و مهربانمان در دوران کودکی، با رفتن به حرم امام رضا علیه السلام گره خورده است. امام رضا علیه السلام در سرزمین ایران چگونه غریب است. وقتی از کودکی در آستان ایشان بزرگ میشویم. مربیان، معلمین و اولیاء هر یک با استفاده از روشهای خلاقانه و جذاب در دورههای مختلف ما را با فرهنگ و سبک زندگی امام هشتم آشنا کردند. نقاشی، نوشتن انشاء و دلنوشته، اردوی زیارتی مدرسه و ... از راههای متنوع و ابزارهای سادهای هستند که در آموزش کودکان از آن ها استفاده میشود.
یحیی علویفرد در «حرم مثل بهشته» با عناوین «دعا برای همه»، «دریا»، «یه کاسه آب»، «صاحبخونه» و «یه صندوق طلایی» اشعاری سروده که همراهی تصاویر رنگی و جذاب، تأثیر آن را دوچندان کرده است.
وقتی کتاب را میخوانیم با شیرین زبانی کودکانهای مواجه میشویم که فضای معنوی و عطر و بوی دعای پیچیده در حرم را توصیف میکند. چنانکه در شعر «دریا» که همان حوض صحن و حیاط حرم را از نگاه کودکانه میگوید و یا تعریف از سقاخانه حرم در شعرِ «یه کاسه آب» که یادی است از سیرابشدن زائران حرم ... .

«مهمون آیینهها: برای حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)»
پدیدآور: اکرمالسادات هاشمیپور
ناشر: به نشر
تعداد صفحات: ۱۲
از راههای نزدیک شدن و آشنایی کودکان با خداوند و ائمه علیهالسلام استفاده از زبان شعر و آهنگین در کنار تصاویر رنگی و گویا است. کتاب «مهمون آیینهها» شامل اشعاری با گفتگوی کودکانه و عاطفی با خداوند و حضرت معصومه سلاماللهعلیها است.
اکرمالسادات هاشمیپور در لابهلای کلمات شعرگونه خود آموزش را هم در نظر گرفته و ارتباط ائمه علیهالسلام و جایگاه آنان را با زبان کودکانه بازگو میکند. چنان که در بخشی از سروده آمده است:
چَشم مدینه روشن
چَشم امام هفتم
قراره که یه چشمه
جاری بشه توی قم
میخواد بیاد یه خواهر
واسه امام هشتم
یه روز قدم بذاره
رو چشم مردم قم...
اشاره به امام، شهر مدینه، ارتباط امام هشتم با حضرت معصومه و رفتن به شهر قم، به مخاطب کمک میکند در آموزش کودکان به راحتی ارتباط و پیوند مناسب را بین مفاهیم ایجاد کند.
همچنین تصاویر رنگی کتاب، انتقال مفاهیم را آسانتر و قابل فهمتر کرده و یک راهنمای آرامشبخش دینی برای کودکان است که کمک میکند به خداوند نزدیکتر شوند.
موضوعات مرتبط: کتاب خوان ماه
تاريخ : شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۱ | 17:3 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب روزگاران، کتاب دزفول
نوشته طه فروتن
کتاب دزفول جلد ششم از مجموعه روزگاران و شامل صد خاطره از مقاومت مردم دزفول است. «دزفول دروازه خوزستان است و خوزستان دروازه ایران». این را دزفولی ها خوب می دانستند، عراقی ها هم. از همان روزهای اول، مردم دزفول فهمیده بودند که باید بمانند، مقاومت کنند، شهید بدهند و مجروح شوند. آن ها آموخته بودند که چه گونه باید روزگار گذراند؛ وقتی موشکی از ناکجاآباد روی سرت می آید؛ یا گلوله ی توپی یا هواپیمایی. شاید واژه مقاومت برای دزفولی ها معنی جدیدی یافته بود. معنایی که مرد و زنشان با هم آن را ساخته بودند.
گزیده ای از کتاب
خاطره 7
مردم دزفول غالبا یا کشاورزند یا کارگر. با حمله دشمن هم تقریبا تمام کارها تعطیل شده بود. مخصوصا کشاورزی و کارخانه ها و کارگاه ها. نخست وزیر کمک نقدی کرده بود برای بازسازی.
قرار شد پول بدهیم به مردم تا پناهگاه بسازند. همان «شوادون» های معروف دزفول.هم پناهگاه بود، هم سرداب و محل استراحت. این جوری مردم هم از بی کاری خلاص می شدند.
خاطره 9
تقریبا شکمش پاره شده بود. حال و روز خوبی نداشت. خواستم کمکش کنم، با دست مجروح دیگری را نشانم داد. یک دختربچه بود که پایش قطع شده بود. مجبورم کرد اول بروم سراغ او.
خاطره 10
پنج ساعت آوارها را زیر و رو کرد تا زنش را پیدا کرد. هنوز زنده بود.
سه چهار ماهی بعد خانواده شان سه نفری شد.
📚📚📚
علاقمندان می توانند این کتاب را از کتابخانه عمومی خوانسار امانت بگیرند.
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , روزگاران , کتاب دزفول
تاريخ : شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۱ | 16:6 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب روزگاران؛ کتاب خونین شهر
نوشته لعیا رزاق زاده
کتاب خونین شهر جلد هفدهم از مجموعه روزگاران است. این کتاب شامل صد خاطره از روزهای اول جنگ و چهل و پنج روز مقاومت خرمشهر است. خاطراتی از خرابی ها، دربه دری ها، رفتن، ایستادن، کمبود اسلحه، سپاه، جهان آرا، مسجد جامع و...
گزیده ای از کتاب
خاطره 3
شب که می شد، جاسوس ها و ضدانقلاب ها توی مرز راه می افتادند؛ اسلحه می بردند، اسلحه می آورند، اطلاعات رد و بدل می کردند. باید جلوشان را می گرفتیم.
طرف های غروب سوار وانت می شدیم و همین طور که ماشین می رفت، یکی یکی می پریدیم و می رفتیم توی بیشه کمین می کردیم. آنجا هم گراز داشت، هم مار و عقرب.
تا صبح.
خاطره 14
مردم هی می آمدند از ما می پرسیدند «چی کار کنیم؟ بریم؟ بمونیم؟»
ما هم راستش را می گفتیم «اگه بمونین، یا کشته می شین یا اسیر». هرکس هر چه می توانست، بر می داشت و می رفت.
یک پیرمرد چند تا مرغ و غاز گذاشته بود توی فرغون و قاطی جمعیت می رفت.
هیچ کس به داد مردم نمی رسید. توی بیابان هم که می رفتند، هلی کوپترها می آمدند پایین و با رگ بار می زدندشان.
خاطره 17
نگران خانواده ام بودم. هرچه اصرار می کردم از شهر بروند، فایده نداشت. آخرش مجبور شدم با اسلحه تهدیدشان کنم. باز هم از پسشان برنیامدم. تصمیم خودشان را گرفته بودند.
📚📚📚
علاقمندان می توانند این کتاب را از کتابخانه عمومی خوانسار امانت بگیرند.
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , روزگاران , خونین شهر , رزاق زاده
تاريخ : شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۱ | 16:3 | نویسنده : کتابدار |
معرفی کتاب روزگاران؛ کتاب زنان خرمشهر
نوشته بتول کازرونیان
کتاب زنان خرمشهر جلد سیزدهم از مجموعه روزگاران است. این بار مجموعه روزگاران از زبان زنان خرمشهر روایت می شود. زنانی که وقتی دشمن به سمت خرمشهر آمد، همه زندگی شان بی آن که بخواهند یا انتخاب کنند با جنگ گره خورد و آنان شجاعانه در کنار مردانشان از خرمشهر دفاع کردند. کتاب زنان خرمشهر شامل صد خاطره از حضور زنان است.
گزیده ای از کتاب خاطره 4
روز اولی بود که می خواستم برم دبیرستان. رفتم. در بسته بود. صدای انفجار می آمد. شهر آشفته بود. رفتم سمت مسجد جامع.
گفتند:«سنگر احتیاج داریم.»
با بقیه خواهرها گونی ها را پر از خاک و شن کردیم. بعد از دو، سه ساعت، دیدم دارم گونی ها را با دست پر می کنم!
خاطره 6
همه دفاع می کردند، هر کس هر طور که می توانست. زن و مرد و کوچک و بزرگ نمی شناخت؛ یکی از خانه اش گوشت و پیاز و سیب زمینی می برد مسجد، یکی مواد منفجره می ساخت، یک غذا می پخت، یکی اسلحه پخش می کرد، یکی از مردم پارچه جمع می کرد برای کفن شهدا و پانسمان زخمی ها. بعد هم که شایع شد بیماری تیفوس آمده،... بعضی ها اطراف مسجد را جارو می زدند.
خاطره 30
گفتند «لیلا، بیا ببین این شهید رو می شناسی؟»
خشکم زد «این که بابامه!»
📚📚📚
علاقمندان می توانند این کتاب را از کتابخانه عمومی خوانسار امانت بگیرند.
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , روزگاران , زنان خرمشهر
تاريخ : شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۱ | 15:59 | نویسنده : کتابدار |
