معرفی کتاب راز قلعه حمود
تدوین اعظم محمدپور
کتاب راز قلعه حمود خاطرات روحانی شهید مدافع حرم اصغر فاطمی تبار است که از زبان مادر شهید روایت شده است. او زندگی فرزندش را از تولد تا شهادت و دفاع از اهل بیت در سوریه را روایت میکند. این کتاب پس از مصاحبه با خانواده، دوستان و همرزمان شهید و پس از ده ماه پیادهسازی و تالیف شده است.
شهید اصغر (بهمن) فاطمی تبار فرزند ششم خانواده بود که پس از پنج دختر در ۲۲ بهمن ۱۳۶۴ به دنیا آمد و با تولد خود شادی و نشاط خانواده را دوچندان کرد.
مادر شهید می گوید برای من که چند پسرم همان روزهای اول یا چند ماه اول بعد از تولد از دنیا می رفتند، زنده ماندن اصغر لطف خداوند بود و با آمدنش مرا به آرزویم رساند. همه می گفتند او عمر طولانی دارد، اما فقط خدا از آینده خبر داشت.
📚📚📚
گزیده ای از کتاب
صفحه ۱۵۲
بهمن و الهام، عاشقانه همدیگر را دوست داشتند، و در اوج عشق و علاقه ای که به هم داشتند، از هم دل بریدند.
آن شب، بهمن، پیراهن مشکی محرم تنش بود. عادت هر ساله اش بود که از اول محرم تا اربعین حسینی مشکی می پوشید. نگفته بود طلبه است و با لباس بسیجی رفته بود. می گفت: "می خواهم برم خط، بجنگم. برای تبلیغ نمی رم."
برای همین موقع ثبت نام، از طلبه بودنش حرفی نزده بود.
آرزوی الهام، برگشتن بهمن بود، و آرزوی بهمن، شهادت.
الهام آرزوی بهمن را بر آرزوی خودش ترجیح داد؛ چون او هم معتقد بود که دفاع از حرم اهل بیت (ع)، از آرزوی او مهمتر است.
صبح زود، قبل رفتن، با الهام تماس گرفت و گفت: حلالم کن! با من خیلی اذیت شدی! مهریه ات را هم ندادهام. اگر برنگشتم حلالش کن!
الهام گفت: سکه هایش را حلال می کند. فقط می ماند سفر مشهد. می خواهم قول بدهی اگر شهید شدی، فردای قیامت با هم برویم پیش امام رضا(ع)!
بهمن گفت: انشاالله
📚📚📚
گزیده ای از کتاب صفحه ۱۹۱
روزهای زندگی من و الهام، بدون بهمن میگذرد. هر کسی بپرسد چطور این غم فراق را تحمل می کنید، جواب می دهم: امام حسین (ع)، همه هستی اش را در کربلا فدای اسلام کرد. من و الهام، یک عزیز داشتیم؛ آن یکی هم فدای سر امام حسین (ع).
📚📚📚📚📚
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب ، دفاع مقدس، شهدا
برچسبها: معرفی کتاب , راز قلعه , حمود , اعظم محمدپور
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 15:38 | نویسنده : کتابدار |
