معرفی کتاب گفته های ناگفته
چهل داستان شگفت و حکمت آمیز
نویسنده: محمدرضا منصوری
کتاب گفته های ناگفته شامل ۴۰ داستان شگفت و حکمت آمیز است که توسط آقای محمدرضا منصوری نوشته شده و انتشارات صفحه نگار آن را چاپ و منتشر کرده است. این کتاب دربردارنده داستانها، نصایح، عبرت ها و مطالب معنوی و اخلاقی و تربیتی است تا همگان به ویژه جوانان بتوانند از آن بهره ببرند و عبرت بیاموزند.
خواندن این داستان ها و عبرت های زیبا موجب نشاط و آرامش روح و روان خواهد بود. نویسنده برای نوشتن کتاب از ۵۰ منبع معتبر استفاده کرده و داستان ها را از این منابع انتخاب کرده است. نام این منابع مانند قرآن مجید، اصول کافی، تفاسیر قرآن، حیوه القلوب، بحارالنوار، قصص الانبیا و... در پایان کتاب ذکر شده است.
📚📚📚
گزیده ای از کتاب
صفحه ۵۳
هرچه کنی به خود کنی
عصر پیامبر اسلام (ص) بود، از جانب خداوند در این آیه مبارکه نازل شد:
"اگر نیکی کنید به خودتان نیکی می کنید و اگر بدی کنید باز هم به خود می کنید". سوره اسراء آیه ۷.
یکی از یاران رسول خدا (ص) این آیه را شنید و آن چنان تحت تأثیر قرار گرفت، که همواره این آیه را می خواند.
یکی از همسایگان او که زن یهودی بود، با شنیدن این آیه، ناراحت میشد و حسادت می ورزید [که چرا آیات قرآن به جای آیات تورات خوانده میشود] به مسلمان گفت: باش تا من دروغ بودن معنای آیه را برای مردم آشکار کنم [یعنی مکافات عمل که در این آیه آمده است، دروغ است].
زن یهودی مخفیانه مقداری حلوا تهیه نموده و آن را زهرآلود کرد و همراه آن قدری نان به عنوان هدیه به آن مسلمان همسایه اش داد، تا آن را بخورد. مرد مسلمان آن نان و حلوا را از او گرفت و برای کشاورزی به صحرا رفت تا وقتی که گرسنه شد آن را بخورد.
ساعتی بعد دید دو نفر جوان از سفر می آیند و از قیافه آنها پیدا است که توشه راهشان تمام شده و سخت گرسنه اند، دلش به حال آنها سوخت و به آنها گفت: آیا نان و حلوا میل دارید؟
آنها گفتند: آری، کشاورز مسلمان آن نان و حلوا را نزد آن دو نفر نهاد، آنها از آن نان و حلوا خوردند و همان دم مسموم شده و بر زمین افتادند و پس از ساعتی مردند.
این خبر به مدینه رسید، مردم و پیامبر اکرم (ص) کنار جنازه آن دو جوان رفتند، پیامبر اکرم (ص) آن کشاورز مسلمان را طلبید و از او پرسید: این نان و حلوا را از کجا آورده ای؟
مسلمان کشاورز گفت: فلان زن یهودی، آن را به من داد.
پیامبر اکرم (ص) دستور داد تا آن زن را حاضر کنند، وقتی که آن زن را حاضر نمودند، همین که چشم زن به جنازهها افتاد، فهمید که جنازه های دو پسرش هست که از سفر باز میگشتند و بر اثر خوردن آن حلوا، مسموم شده و مرده اند، با گریه و زاری به دست و پای پیامبر اکرم (ص) افتاد و گفت:
اکنون صدق و راستی این آیه مذکور برایم روشن شد، که اگر من بد کردم، آن بدی را به خودم نمودم و به خودم بازگشت، اینک به حقانیت آیه قرآن آگاه شدم.
📚📚📚📚📚
علاقمندان می توانند این کتاب را از کتابخانه عمومی امانت بگیرند.
موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسبها: معرفی کتاب , گفته های ناگفته , چهل داستان , شگفت
تاريخ : چهارشنبه هفتم مهر ۱۴۰۰ | 15:30 | نویسنده : کتابدار |
