کتابخانه آیت الله میرکبیر خوانساری

کتابخانه آیت الله میرکبیر خوانساری

معرفی کتاب «اعترافات غلامان: داستان دوران ولایتعهدی امام رضا (ع)» به قلم حمیدرضا شاه‌آبادی

کتابدار
کتابخانه آیت الله میرکبیر خوانساری کتابخانه آیت الله میرکبیر خوانساری

معرفی کتاب «اعترافات غلامان: داستان دوران ولایتعهدی امام رضا (ع)» به قلم حمیدرضا شاه‌آبادی

معرفی کتاب «اعترافات غلامان: داستان دوران ولایتعهدی امام رضا (ع)»

نویسنده: حمیدرضا شاه‌آبادی

حمیدرضا شاه‌آبادی در کتاب «اعترافات غلامان: داستان دوران ولایتعهدی امام رضا (ع)» داستان زندگی امام هشتم شیعیان را از دیدگاهی تازه برای نوجوانان و جوانان روایت می‌کند. شاه آبادی در اين اثر داستان آوردن امام رضا(ع) از مدينه به مرو را از زبان 30 نفر از غلامان مأمون روايت مي‌کند. هر بخش از اين کتاب از نگاه يکي از اين غلامان روايت مي‌شود براي مثال غلامي که سرکرده غلاماني است که امام رضا (ع) را از مدينه به مرو مي‌آورند يا غلام کاتب دارالحکومه که شب و روز در خواب و بيداري مراقب امام (ع) است و …؛ همه اين غلامان از زاويه ديد خود به روايت ماجرا مي‌پردازند و درنهایت پازل زندگی امام رضا (ع) را تکمیل می کنند.

کتاب از نظر داستانی نثری گیرا و جذاب دارد و از نظر مضمون و محتوا نیز بسیار قوی و براساس حقایق تاریخی نوشته شده و در آن به بسیاری از شبهات مربوط به چرایی و چگونگی پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا (ع) و نیات مأمون از این کار به شکلی هنرمندانه پاسخ گفته شده است.

همچنین نویسنده در قالب روایت گری تاریخ، فراز های از سیره فردی، اجتماعی، سیاسی و حتی خانوادگی امام (ع) را هم بازگو می کند و نوجوانان را با منش و رفتار این امام همام آشنا می سازد. این کتاب بسیار جذاب و خواندنی است، به طوری که خوانندگان پس از خواندن صفحه نخست تا خواندن صفحه پایانی آن را رها نکردند.

شما عزیزان می توانید این کتاب را از کتابخانه عمومی آیت الله میرکبیر خوانساری امانت بگیرید و از خواندن آن لذت ببرید.

********************

بریده کتاب:

گفتم: مولای من این نامه از چه کسی بود که چنین شما را خوشحال کرد و تحت تاثیر قرار داد؟
گفت: خواهرم فاطمه معصومه(س)
صدایش هنگام ادای نام خواهر از شوق لرزید.
گفتم: معلوم است دلبسته ی خواهرتان هستید
گفت: آری من و او علاقه ی بسیاری به هم داریم
گفتم: اما انگار در نامه چیزی بود که شادی تان را خراب کرد
چشمانش پر از اندوه بود. گفت نوشته است قصد دارد برای دیدارم راهی مرو شود. نوشته طاقت اینهمه دوری را ندارد. نوشته دور نیست که از دلتنگی بیمار شود…
گفتم: این که چیزی نیست. خواهر و برادر بعد از مدتی به یکدیگر می رسند. دیدارها تازه می شوند و دل ها شاد. چه چیز باعث شده شما ناراحت شوید؟
گفت: گویی خواست خدا این است که هر دوی ما در غربت بمیریم…

******************

– برادران!
ما غلام بودیم و او ما را برادر می خواند، به دور و برمان نگاه کردیم، کسی جز ما آن جا نبود. بی اختیار یک گام پس رفتیم و از جمله ای که گفته بود خجالت کشیدیم.
برادران!
ما غلامیم نه برادر کسی که جدش رسول خداست.

اعترافات غلامان: داستان دوران ولایتعهدی امام رضا



موضوعات مرتبط: تازه های کتاب، معرفی کتاب،نقد کتاب ، برشی از کتاب، گزیده ای از کتاب، خلاصه ای از کتاب
برچسب‌ها: معرفی کتاب , «اعترافات غلامان , ع , »

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۰ | 16:53 | نویسنده : کتابدار |
.: Weblog Themes By K 2 C O D :.